مسئله اصلی مدیران ارشد بیمه دیگر این نیست که آیا هوش مصنوعی بر صنعت اثر خواهد گذاشت یا نه؛ مسئله این است که این فناوری، اقتصاد رقابتی را دقیقاً در کجا و به سود چه کسی تغییر میدهد. هوش مصنوعی میتواند هزینه ارائه خدمات، صدور و پرداخت خسارت را کاهش دهد، منطق دسترسی به مشتری و نقش شبکههای توزیع را بازتعریف کند، دقت انتخاب و قیمتگذاری ریسک را بالا ببرد و سرعت آزمون و عرضه محصولات را افزایش دهد. اما این آثار، لزوماً بهطور یکسان میان همه بازیگران صنعت توزیع نخواهد شد.
در چنین شرایطی، انتخاب راهبردیِ شرکتها اهمیت تعیینکننده پیدا میکند: آیا باید با اتکا به مقیاس، زیرساخت داده و فناوری، در رقابت هزینهای پیشتاز شد؛ یا با تمرکز عمیق بر یک حوزه تخصصی، مزیتی ساخت که دیگران بهآسانی نتوانند آن را تقلید کنند؟ آیا هوش مصنوعی برای شرکت، صرفاً ابزاری برای بهبود بهرهوری است یا اهرمی برای بازطراحی جایگاه آن در زنجیره ارزش بیمه؟
این نوشتار با تمرکز بر همین پرسشها، چهار محور بنیادی اقتصاد صنعت بیمه - رشد، توزیع، بهرهوری و سرعت تحول - را بررسی میکند. هدف، ارائه یک نسخه ثابت برای آینده نیست؛ بلکه فراهمکردن چارچوبی برای تصمیمگیری در محیطی است که مسیر تحول آن هنوز کاملاً روشن نیست، اما هزینه تأخیر در انتخاب و اقدام، هر روز بیشتر میشود.
منبع: شرکت مشاوره مدیریتی مککنزی و کمپانی؛ تاریخ انتشار: ۲۳ جولای ۲۰۲۶ (۱ مرداد ۱۴۰۵)