اقتصاد غیررسمی به شرایطی اطلاق میشود که در آن عملیاتهای تجاری تحت سلطه خانوارهای کمدرآمد روستایی از جمله بنگاههای خرد، کوچک و متوسط (MSMEs) است که براساس برخی دلایل مشخص همچون فقدان سرمایه کار، منابع محدود انسانی و فقدان دانش یا فنآوری از بازار خدمات مبتنی بر صنعت مالی، محروم ماندهاند (Amidzic et al., 2014; Sudaryanto & Hanim, 2002).
این امر نه تنها در فضای خدمات مالی یا فضای تسهیلات اعتباری یا تأمین مالی حادث میشود، بلکه با بیمه نیز در ارتباط است. شرایط ناعادلانه مذکور به این مسئله برمیگردد که خانوارهای کمدرآمد روستایی، شانسی برای خرید حفاظت مالی مناسب ندارند.
به منظور کاهش فقر، توجه ویژهای به نقش ریسکهایی که در زندگی قشر فقیر جامعه بازی میکنند، شده است. اما این توجه حتی برای تأمین درآمد قشر فقیر کافی نیست. به منظور اثربخشی معنادار و ماندگار در زندگی این افراد، به حفاظت آنها دربرابر بخشی از ریسکها همچون ریسک بیماری، فوت، خسارت به داراییها و غیره نیاز است. بر این اساس، بیمه خرد(MI) که اساساً برای خانوارهای کمدرآمد ارائه میشود، در بیشتر کشورهای درحالتوسعه، اهمیت یافته است (Churchill, 2006). ریسک فوت، بیماری، تصادفات، آتشسوزی و دیگر حوادث میتواند بر همگان چه فقیر و چه غنی اثر بگذارد. بنابراین، نه تنها قشر ثروتمند، نیازمند بیمه است، بلکه قشر فقیر نیز به آن نیاز وافر دارد.
در فضای اعتبار خرد، این نوع اعتبار ممکن است آسیبپذیری دریافتکنندگانش را که با تکانههایی که ظرفیت بازپرداخت وام را برای آنها کاهش داده است، افزایش دهد. بنابراین، پیشبینی میشود که بیمه خرد، بتواند جای خدمات اعتبار خرد را بگیرد. ارائه خدمات بیمه خرد به جوامعی که پیشتر به طرحهای اعتبار خرد دسترسی دارند، با هدف افزایش اثربخشی هر طرح، اجرا میشود (McKinnon, 2004).
اما، علارغم نقش بیمه خرد در کاهش ریسک، تقاضا برای آن به نسبت کم است. یکی از مسائل مهم در صنعت خدمات مالی، به ویژه بازار بیمه خرد، اعتماد است. پژوهشهای تجربی گستردهای با رویکردهای کیفی و عددی وجود دارد که بر اهمیت اعتماد در رفتار متقاضی تأکید دارد (Basaza et al., 2008; Cai et al., 2009; De Allegri et al., 2006; Dercon et al., 2011; Dong et al., 2009; Giné et al., 2008). به عبارت دیگر، از تمامی خدمات مالی، بیمه نیازمند بالاترین سطح اعتماد از طرف مشتری است. همچنین، اعتماد، عامل حیاتی در تقاضا برای بیمه خرد و موفقیت طرحهای بیمه خرد محسوب میشود (Maleika & Kuriakose, 2008).
از لحاظ نظری، مسئله اعتماد، بسیار وابسته به مفهوم سرمایه اجتماعی است. اعتماد، شبکه و عضویت اجتماعی و رفتار جمعی، نشانهگرهای مهمی برای سرمایه اجتماعی هستند (Coleman, 1990, Ishida & Yokoyama, 2004, Putnam et al., 1993; O’hara, in Nugroho, 2008). با توجه به اثر سرمایه اجتماعی بر تقاضای بیمه خرد، چندین مطالعه بر اهمیت این موضوع، صحه گذاشتهاند. هسایو در گزارش خود اظهار میدارد که افراد، تمایل بیشتری دارند تا برای بیمه سلامت جامعهمحور (CBHI) در جوامعی که ذخیره سرمایه اجتماعی کافی دارند، پول بپردازند. ژانگ و همکاران (۲۰۰۶) در پژوهش خود درباره اثر سرمایه اجتماعی بر تقاضای بیمه سلامت جامعهمحور درمیان روستائیان چینی، دریافتند که سرمایه اجتماعی که آنها براساس اعتماد و ارتباط متقابل سنجیدند، اثر مثبت و مهمی بر تقاضای بیمه سلامت جامعهمحور دارد. همین یافته نیز توسط مطالعه دانفوت و همکاران (۲۰۱۱) گزارش شد. مطالعه آنها در جستجوی اثر سرمایه اجتماعی بر آمادگی برای پرداخت حق مشارکت بیمه سلامت جامعهمحور در مناطق روستایی کامرون بود. در این منطقه، وی و همکارانش دریافتند که آمادگی برای پرداخت و تقاضا برای بیمه سلامت جامعهمحور در میان جوامعی که دارای منابع کافی سرمایه اجتماعی بودند، بسیار بالاتر بود.
اتحادیه بیت المال واتامویل اندونزی (PBMT Indonesia) به عنوان عرضهکننده تکافل خرد، بیمه جامعهمحور (CBI) را به عنوان مفهومی نوظهور برای ارائه حفاظت مالی بهویژه برای اعتبار زندگی و اعتبار ازکارافتادگی دربرابر هزینههای بیماری، تصادفات، آتشسوزی و بهبود دسترسی به خدمات سلامت باکیفیت برای خانوارهای روستایی کمدرآمدی که از بیمه رسمی (تکافل) محروم ماندهاند، معرفی کرده است.
این مقاله، تلاش دارد تا جامعهای را که شانس کافی برای دریافت خدمات بیمه خرد را نداشته است را تشریح کند. در این شرایط است که مسئله سرمایه اجتماعی، به صورت حیاتی برای ارائهکننده تکافل خرد اسلامی اهمیت پیدا میکند. سرمایه اجتماعی به افراد اجازه میدهد تا با اشکالات نظام اجتماعی اقتصادی مدنظر (با حاکمیت دولت یا بازار) کنار بیایند.
به منظور ارزیابی حضور سرمایه اجتماعی (بهویژه اعتماد) اعضای اتحادیه بیت المال واتامویل اندونزی در این پژوهش، از یک نظرسنجی از نوع سنجه لیکرد استفاده شد. ابتدا، از پاسخدهندگان پرسیده شد تا میزان اعتماد خود را به طور کلی و نسبت به اعضای خاص گروهها بیان کنند. دوم، مجموعهای از پرسشهای مربوط به تجربه پاسخدهندگانی که تمایل به به اشتراکگذاری ریسک با مفهوم عقد تبرع داشتند، مورد ملاحظه قرار گرفت.
مفهوم بیمه خرد و سرمایه اجتماعی
مباحث فقر و نابرابری در زندگی انسان همواره مطرح بوده است. این مسائل دغدغه بسیاری از کشورها و سازمانهای منطقهای و چندملیتی مانند نشست گروه ۲۰ (G20)، سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD)، بانک جهانی، صندوق بینالمللی پول (IMF)، بانک توسعه آسیا (ADB) و انجمن ملل جنوبشرق آسیا (ASEAN) را در پی داشته است. علامت توسعه موفق، تأسیس یک نظام باثبات و کارای مالی برای تمامی افراد جامعه است. در این چارچوب، مؤسسات مالی، نقش حیاتی از طریق کارکرد واسطهگری به منظور رشد اقتصادی، توزیع عادلانه درآمد،کاهش فقر و دستیابی به ثبات نظام مالی بازی میکنند. متأسفانه، توسعه سریع صنعت مالی همواره با دسترسی به خدمات مالی همراه نبوده است. این درحالیاستکه دسترسی به خدمات مالی، پیشنیاز مهمی برای مشارکت جامعه در نظام اقتصادی است.
همانطور که در نظرسنجی بانک جهانی در سال ۲۰۱۱ آمده است، تنها ۴۹ درصد از خانوارها در کشور اندونزی به مؤسسات رسمی دسترسی دارند. بانک اندونزی همین آمار را در نتایج نظرسنجی ترازنامه خانوارها که توسط اداره آمار مرکزی اندونزی در سال ۲۰۱۱ انجام شد، نشان میدهد. بر این اساس، ۴۸ درصد از خانوارها، پول خود را در مؤسسات مالی رسمی و مؤسسات غیرمالی، پسانداز میکنند. بنابراین، ۵۲ درصد از مردم اندونزی، پساندازی در بانک یا مؤسسات مالی غیربانکی ندارند. هر دوی این نظرسنجیها با این نظر موافق هستند که دسترسی مردم اندونزی به مؤسسات مالی رسمی و غیررسمی همچنان به نسبت پایین است. درنتیجه، چندین بیمهنامه به منظور فائق آمدن بر این مشکلات تنظیم شده است. یکی از مفاهیمی که در نشست گروه ۲۰ به منظور کاهش فقر و نابرابری درآمدی ارائه شد از طریق نظام شمول مالی به ویژه اعتبارخرد/تأمین مالی خرد بود.
در سالهای اخیر، افزایش چشمگیری در نقش مؤسسات مالی خردی که خدماتی مانند وامدهی خرد را به عنوان ابزاری برای توسعه اقتصادی توسط سازمانهای غیردولتی و سازمانهای بینالمللی ارائه میدادند، وجود داشته که این امر، نقش مهم در مبارزه با مسئله فقر بازی کرده است (Ebimobowei et al., 2012; Idolor & Eriki, 2012; Morduch, 2002). اعتبار خرد، اثر مثبتی در حل مشکل فقر دارد. افراد فقیر به صورت ویژهای نسبت به ریسک و تکانههای منفی بیرونی (همچون حوادث طبیعی، بیماری یا فوت نانآور اصلی خانه) و به دلیل پایگاه دارایی پایین خود آسیبپذیر هستند. این موارد شامل طرح اشتراک ریسک (مانند مؤسسات دفن و کفن)؛ حمایت درآمدی (مانند قرارداد اعتباری [وام]، انتقال) و قرارداد تعدیل مصرف (مانند پسانداز، بانک غلات) میشود (Maleika & Kuriakose,2008).
بیمه خرد، تاحدزیادی، مفهومی برگرفته از مالی خرد در حوزه بیمه است که به روشنی با مدیریت ریسک سروکار دارد. بسیاری از طرحهای پیشرو برای ارائه بیمه خرد، به صورت نزدیکی با برنامههای مالی خرد و شاخصهای جریان نقدینگی (MFI) در ارتباط هستند، زیرا شبکههای فعلی، آن را برای ارائه محصولات جدید کمهزینهتر میدانند و بخشی از این موضوع، به دلیل آن است که این مؤسسات، وامهای خود را دربرابر فوت احتمالی قرضگیرنده، بیمه میکنند (Rahim et al., 2013). در این چارچوب، ارتباط بین بیمه خرد و اعتبار خرد، دو روی یک سکه است. بنابراین، ارائه خدمات بیمه خرد به جوامعی که پیشتر به برنامههای اعتبار خرد دسترسی دارند، با هدف افزایش اثربخشی هر برنامه تعبیه شده است (McKinnon, 2004). فلسفه طرحهای خرد آن است که با کاهش حجم پولی که برای جایگزینی سرمایه هزینه میشود، درآمد خالص افزایش یابد و از آن طریق، رشد و توسعه اقتصادی در میان فقیرترین جوامع در کشورهای درحالتوسعه، حمایت شود. بیمه خرد نیز میتواند به این خانوادهها، ثبات مالی بیشتری ارائه کند و نیاز به حفظ مستمر داراییها به عنوان یک «شبکه امن» دربرابر تکانهها یا خسارتهای احتمالی را از بین ببرد (Morduch, 2006).
بیمه خرد را میتوان اینگونه توصیف کرد: «حفاظت از افراد کمدرآمد دربرابر تهدیدهای خاص در عوضِ پرداخت حقبیمهای که متناسب با احتمال و هزینههای ریسکهای موجود باشد.» (CGAP, n.d.; Cohen & Sebstad, 2005). چندین مزایای مرتبط با کاربرد طرح بیمه خرد وجود دارد که بسیاری از آنها به مکانیسمهای مقابله غیررسمی ارتباط دارد. اول، ماهیت دسترسی به بیمه خرد است که هدف آن افراد بسیار نیازمند به خدمات مالی یا همان افراد کمدرآمد فقیر و روستایی است که در بخش کشاورزی مشغول به کار هستند. همچنین، بیمه خرد، خانوارهای فقیر را در صورت بروز خسارت، به ابزاری برای حفظ ثبات در درآمد مجهز میکند که هدف آن افزایش استاندارد زندگی آنهاست. علاوه بر این، ارائه خدمات بیمه خرد به جوامعی که پیشتر به برنامههای اعتبار خرد دسترسی داشتهاند، به افزایش اثربخشی هر برنامه کمک میکند (McKinnon, 2004). دوم، طرح بیمه خرد به خانوادهها ابزاری میدهد که با آن استاندارد زندگی خود را بالا ببرند و دیگر سهمی عمدهای از درآمد خود را وقف مدیریت ریسکهای بالقوه ننمایند (Chandhok, 2009). در نهایت، هنگامیکه جوامع کمدرآمد به خدمات بیمه خرد دسترسی داشته باشند، تقاضا برای وامهای ضروری کاهش مییابد. زیرا بیمه خرد، روشی مقرونبهصرفه برای اعضای جامعه است تا ریسک را مدیریت نمایند، بدون اینکه به یکدیگر یا وامهای پرهزینه اتکا نمایند. با ارائه خدمات بیمه خرد در کنار اعتبار خرد، جوامع کمدرآمد خواهند توانست از میان طیف جامعتری از خدمات مالی، انتخاب خود را داشته باشند (Churchill, 2006).
پژوهشهای متعددی درخصوص مسئله سرمایه اجتماعی و نقش عمده آن در اقتصاد و عملکرد مالی به ویژه در اقتصاد غیررسمی و بیمه خرد صورت پذیرفته است. پوتمن، سرمایه اجتماعی را به عنوان ويژگیهای سازمان اجتماعی همچون اعتماد، هنجارها و شبکههایی معرفی میکند که میتواند کارایی جامعه را از طریق تسهیل در عملکردهای هماهنگ، بهبود بخشیده و اجازه همکاری میان آنها را بدهد (Fukuyama, 1999). نوگروهو (۲۰۰۸)، یوکویاما و ایشیدا (۲۰۰۶) نیز اینگونه استدلال میکنند که سرمایه اجتماعی از طریق عملکردهای جمعی میتواند کیفیت زندگی را در مناطق روستایی از طریق بهرهوری بهبودیافته در کشاورزی، تنوعسازی در فعالیتهای اقتصاد روستایی و مدیریت بهینه منابع روستایی از جمله نتایج اقتصادی (کارایی، دسترسی مالی، جمعآوری اطلاعات) بهبود بخشد. فرض بر این است که سرمایه اجتماعی نیز از طریق شبکههای اجتماعی امکان تبادل، دسترسی و اشاعه سریع نوآوریهای فناورانه را فراهم کند (Grootaert & Narayan, 2004). همچنین، مطالعات نشان میدهند که سرمایه اجتماعی به افزایش امکان یک رفتار جمعی در میان اعضای یک جامعه کمک میکند و در عوض، اثربخشی آنها را در حل مشکلات عمومی بهبود میبخشد (Putman et al., 1993).
برای مثال، در مورد بیمه سلامت جامعهمحور (CHBI)، چندین مطالعه نشان میدهد که خانوارهای کمدرآمد، به دلیل وجود سرمایه اجتماعی در جامعه، تمایل دارند تا این نوع بیمه را خریداری کنند (Donfouet & Mahieu, 2021). هسایو (۲۰۰۱) در گزارش خود آورده است که افراد، آمادگی بیشتری برای پرداخت حق بیمه سلامت جامعهمحور در جوامع دارند، زیرا منبع کافی سرمایه اجتماعی را در خود جای دادهاند؛ هرچه سرمایه اجتماعی در جامعه، بیشتر باشد، افراد بیشتری تمایل به پیشپرداخت بیمه سلامت جامعهمحور دارند. همچنین، همانطور که مطالعه وولکاک و نارایان (۲۰۰۰) نشان میدهد، سرمایه اجتماعی به فقرا کمک میکند تا ریسک و آسیبپذیری را مدیریت کنند. بنابراین، بیمه سلامت جامعهمحور که هدفش مدیریت ریسک و آسیبپذیری است، در جامعهای که دارای منبع سرمایه اجتماعی بالاست، بیشتر مورد استقبال قرار میگیرد.
بر اساس بررسی BIT در مقاله داوفوئت و ماهیو (۲۰۱۲)، یکی از اصول کلیدی کارکرد مناسب بیمه سلامت جامعهمحور، انسجام و اعتماد بین اعضای جامعه است. این انسجام و اعتماد، اعضا را به ریسکی که نسبت به آن آسیبپذیر هستند، ترغیب میکند تا منابع خود را برای کاربرد عموم استفاده نمایند. در همین راستا، تودوئی و ماچا (۲۰۱۴) نشان دادند که به منظور افزایش دسترسی به خدمات سلامت در مناطق روستایی و پایداری صندوق سلامت جامعه (CHF)، ایجاد اشکال مناسب سرمایه اجتماعی ضروری است. براساس ادبیات تحقیق، میتوان نتیجه گرفت که شرایط ناعادلانهای که در آن خانوارهای کمدرآمد روستایی، شانسی برای داشتن حفاظت مالی مقبولی ندارند را میتوان با سرمایه اجتماعی، حل کرد.
تکافل خرد و تعاونی PBMT
تکافل و تکافل خرد، جایگزینهای اسلامی برای بیمه و بیمه خرد رایج هستند. در سال ۱۹۸۵، آکادمی فقه سازمان کنفرانس اسلامی (OIC) ، فتوایی صادر که نشان میداد، قرارداد بیمه رایج، به دلیل وجود عناصری از غَرَر (عدماطمینان بالا)، ربا (بهره) و میسر (قمار)، حرام است. بیمه تنها زمانی در اسلام اجازه داده میشود که در چارچوب تکافل (ضمانت متقابل) و تعاون (همکاری متقابل) صورت پذیرد. به منظور حذف عناصر غرر و میسر در قرارداد تکافل، مفهوم تبرع (اعطا) به آن اضافه شده است. همچون بیمه خرد رایج، تکافل خرد، سازوکاری است برای ارائه حفاظت مبتنی بر شریعت به خانوارهای فقیر و کمدرآمد با هزینهای مقرونبهصرفه. جدول ۱، تفاوتهای مجزای بین تکافل و تکافل خرد را به تصویر میکشد (Hasim, 2014).
جدول ۱: تفاوت بین تکافل و تکافل خرد
|
تکافل
|
تکافل خرد
|
بازار
|
بیمهگزاران از خانوارهای دارای درآمد متوسط یا بالا هستند
|
بیمهگزاران، فقیر یا از خانوارهای کمدرآمد هستند که اغلب در اقتصاد غیررسمی مشغول بوده و بدون پوشش بیمه اجتماعی بوده و دارای جریان درآمدی نامنظم هستند.
|
آگاهی در بازار
|
بازار تاحدزیادی نسبت به بیمه آگاه است
|
بازار تاحدزیادی نسبت به بیمه آگاه نیست
|
حق مشارکت (حق بیمه)
|
براساس سن یا دیگر ویژگیهای خاص ریسک
|
حق مشارکت پایین و مقرون به صرفه
|
ملاحظات مربوط به مقرونبهصرفهبودن
|
حقوق مشارکت پرداختی توسط بیمهگزار
|
حق مشارکت و مقرون به صرفه
|
سرمایه بیمه
|
سرمایه بالایی، بیمه میشود
|
حق مشارکت ممکن است به صورت کامل یا به صورت جزئی و از طریق یارانه صندوقهای زکات، وقف یا دولت پرداخت شود.
|
سند بیمهنامه
|
سند پیچیده بیمهنامه با استثنائات بسیار
|
سند بیمهنامه ساده و آسانفهم با استثنائات کم یا بدون استثناء
|
مدیریت خسارت
|
امکان دارد، رویه پرداخت خسارت برای سرمایههای بالای بیمهشده، پیچیده باشد
|
رویههای ساده و سریع برای سرمایههای کم که تقلب را تحت کنترل درمیآورد
|
منبع: هسیم، (2014)
از لحاظ نظری، تکافل به عنوان بیمه تعاونی شناخته شده است که از مفهوم تبرع، در الگوی کسب و کار خود بهره میجوید. هدف از تکافل، حفظ اصول برادری و اتحاد است که حمایت و کمک مالی متقابل را برای مشارکتکنندگان در حوادث و سختیها به همراه دارد. در بیمه خرد و تکافل خرد، سود، ملاحظه اصلی نیست. برای مثال، مؤسسات بیمه خرد که خدمات درمانی در کشورهای درحالتوسعه ارائه میکنند، بر ارائه خدمات و نه سودآوری، تکیه میکنند. در عین حال، هر سودی برای ایجاد ذخیره به منظور بهبود کیفیت خدمات و یا کاهش حق مشارکت اعضا، بهرهبردای میشود (Hasim, 2014).
در چارچوب مفهوم تکافل یا تضامن (حمایت متقابل)، اتحادیه بیت المال واتامویل اندونزی (PBMT Indonesia)، برنامهای تحت عنوان «التعاون PBMT» راهاندازی کرده است که به معنای تحت اللفظی آن همان تکافل (حمایت متقابل) است. طرح یا برنامه التعاون PBMT (مدیر صندوق) دارای ویژگیهای یادشده در شکل ۱ است.
شکل ۱: طرح تجاری برنامه التعاون PBMT
شکل ۱، مفهوم تبرع (اعطا) را نشان میدهد که در آن عقد هبه (قرارداد هبه) گنجانده شده است که طی آن، مشارکتکننده، پول خود را برای حمایت متقابل، ضمانت و حفاظت، اعطا میکند. هبه به مفهوم بخشش چیزی به کسی بدون جبران است که میتواند ثروت یا غیر آن باشد؛ نوعی بخشش که در شکل ظاهری آن (عینی) یا غیر آن، وجود دارد (Hammad, 2008). این نوع بخشش شامل هدایا و خیرات میشود. در واقع، طرح متصور در شکل ۱، همان الگوی شریک-نماینده است که در آن، بیمهگر از سازوکار توزیع مؤسسات مالی خرد (MFI) برای فروش و ارائه خدمات اولیه به مشارکتکنندگان بهره میجویند. این الگو اغلب در ابتدا یعنی زمانیکه مؤسسات مالی خرد، درکی از بیمه پیدا کرده و در حال ایجاد ظرفیت داخلی هستند، کاربرد دارد (Churchil et al., 2012). همین الگو به عنوان واسطه برای خانوارهای کمدرآمد، کارایی دارد، تا به صورت غیررسمی درپی عدالت [اجتماعی] به شکل حفاظت خدمات مالی هستند.
مانند بیمه خرد، سود، ملاحظه اصلی این الگو نیست. این الگو توسط طرح «التعاون PBMT» اعمال شده و براساس اصل حمایت مالی متقابل و کمک مالی، به منظور حفظ برادری و اتحاد بنیان نهاده شده است. در این طرح، در زمان گرفتاری و سختی، به مشارکتکنندگان، حمایت مالی متقابل ارائه میشود. هر نوع سود برای ذخیره و بهبود کیفیت خدمات طرح «التعاون PBMT» به کار گرفته میشود.
کاوش و مباحثه: تحلیل وجود سرمایه اجتماعی با عمل به بیمه خرد
وجود سرمایه اجتماعی، مشارکت قشر فقیر را در برنامه بیمه خرد از جمله قابلیت اجرای آن، تضمین میکند. بنابراین، ضروری است تا این طرح بر اساس بازخورد و نظر اعضای مشارکتکننده در رابطه با وجود سرمایه اجتماعی در اجرای مفهوم تبرع در تکافل خرد یا بیمه خرد اسلامی ارزشیابی شود. این مطالعه در میان اعضای طرح «التعاون PBMT» که در اجرای مفهوم تبرع و از طریق پرسشنامه مشارکت داشتند، صورت پذیرفت. نتایج تحلیل بازخورد مشارکتکنندگان در این نظرسنجی، با استفاده از سنجه لیکرت به شرح ذیل ارائه میگردد:
سطح مشارکت
سطح مشارکت اعضای PBMT اندونزی در برنامههای مالی خرد، بالاست و ارزش سنجه بین 4:32 از 5:00 است (به جدول ۲ مراجعه نمایید). همانطور که مشاهده میشود، در هر مورد دعوت به جلسه توسط PBMT اندونزی، همواره بسیاری از افراد شرکت میکنند. بسیاری از اعضای PBMT اندونزی یا بیش از ۸۴ درصد از آنها در جلسات مربوط به طرح بیمه خرد شرکت خواهند داشت (به شکل ۲ مراجعه شود).
یکی از راهکارهایی که توسط PBMT اندونزی در میان اعضای طرح بیمه خرد عمل شد، نگهداشت شبکهسازی (به عنوان یکی از ویژگیهای سرمایه اجتماعی) بود. بنابراین، طی چندین جلسه، برخی اطلاعات برای ارتقای دانش اعضا یا مشارکتکنندگان در رابطه با محصول بیمه خرد و تقویت اتحاد بین آنان، ارائه شد.
سطح آگاهی
سطح آگاهی اعضای PBMT اندونزی به منظور عملیاتی کردن مفهوم تبرع و کمک به یکدیگر در طرح بیمه، بسیار بالا بود و بین ۴.۹ از ۵ گزارش شد. این سطح از آگاهی را میتوان نتیجه تلاشهای PBMT اندونزی برای ایجاد فهم و افزایش آگاهی (همچنین اعتماد) در میان اعضا در هر جلسه و در رابطه با مفهوم تبرع که ریشه در کمک به همنوع و ایجاد سطح بالایی از اتحاد در میان اعضا به ویژه در زمان آشنایی اولیه افراد در طرح بیمه خرد دارد، دانست.
شکل ۲. سطح مشارکت
جدول ۲: مجموع پاسخ اعضای PBMT به طرح مالی خرد
پاسخدهنده
|
مشارکت
|
آگاهی
|
عمل
|
آگاهی و همکاری
|
رضایت
|
پاسخ
|
1
|
4
|
5
|
5
|
5
|
4
|
4.6
|
2
|
2
|
5
|
4
|
3.5
|
4
|
3.7
|
3
|
4.5
|
5
|
5
|
4.5
|
4
|
4.6
|
4
|
3
|
4.5
|
4.5
|
3.5
|
3
|
3.7
|
5
|
5
|
5
|
5
|
5
|
4
|
4.8
|
6
|
5
|
5
|
5
|
5
|
4.33
|
4.87
|
7
|
4.5
|
5
|
5
|
5
|
4
|
4.7
|
8
|
4
|
4.5
|
5
|
5
|
4.33
|
4.57
|
9
|
5
|
5
|
5
|
4.5
|
4
|
4.7
|
10
|
4
|
5
|
5
|
5
|
4.33
|
4.67
|
11
|
4
|
4.5
|
5
|
4.5
|
4
|
4.4
|
12
|
4
|
5
|
5
|
4
|
4.33
|
4.47
|
13
|
5
|
4
|
5
|
4.5
|
3.33
|
4.37
|
14
|
5
|
5
|
5
|
3.5
|
4
|
4.5
|
15
|
4
|
5
|
5
|
4.5
|
4
|
4.5
|
16
|
4.5
|
5
|
5
|
5
|
4.33
|
4.77
|
17
|
2.5
|
5
|
5
|
4
|
3.67
|
4.03
|
18
|
4
|
5
|
5
|
5
|
4
|
4.6
|
19
|
5
|
5
|
4.5
|
3.5
|
2.67
|
4.13
|
20
|
4.5
|
5
|
5
|
4.5
|
2.67
|
4.33
|
21
|
5
|
5
|
5
|
5
|
3.67
|
4.73
|
22
|
4.5
|
5
|
5
|
4
|
4
|
4.5
|
23
|
5
|
5
|
5
|
5
|
5
|
5
|
24
|
5
|
5
|
5
|
4.5
|
3.67
|
4.63
|
25
|
5
|
5
|
5
|
4.5
|
4
|
4.7
|
متوسط
|
4.32
|
4.9
|
4.92
|
4.48
|
3.89
|
4.50
|
شکل ۳ و شکل ۴ نشان میدهند که بیشتر اعضای PBMT اندونزی (۸۸ درصد) از قرارداد مبتنی بر شریعت بهره جستند و ۹۲ درصد از آنها، آگاه بودند که یک حمایت متقابل برای عضو شدن در طرح بیمه خرد وجود داشت. این سطح بالای آگاهی، بسیار مهم بود، زیرا فلسفه و مفهوم تبرع ماهیتاً اجتماعی است. هدف از پیوستن به طرح بسیار تحت تأثیر حمایت متقابل یا اتحاد در میان اعضا بود. این سطح از آگاهی از آنجاکه موضوع مهم ایجاد اعتماد در میان اعضا و مشارکتکنندگان به منظور سازگاری با طرح پینشهادی PBMT اندونزی است، اهمیت حیاتی دارد.
سطح رفتاری
آگاهی از بهرهمندی از مفهوم تبرع و عمل به ایده حمایت متقابل در میان اعضا، با اجرای قرارداد و سطح بالای اعتماد به مدیر صندوق، با قاطعیت مورد تأیید قرار گرفت و پاسخدهندگان به طور میانگین از بالاترین رقم سنجه یعنی ۵.۰۰ ، ۴.۹۲ را کسب کردند (به شکل ۵ مراجعه شود). اکثریت اعضای PBMT اندونزی نسبت به مدیران طرح بیمه خرد با ارزش ۹۶ درصد اعتماد داشتند. تأیید اعضای برنامه مالی خرد را میتوان پاسخی به موانعی شمرد که پات و همکاران (۲۰۰۹) در مطالعه خود به آن اشاره نمودهاند. پات و همکارانش تأکید میکنند که علارغم مزایای بسیار مرتبط با ارائه بیمه خرد به قشر فقیر، همچنان موانع بسیاری برای تقاضای خدمات بیمه خرد برای این قشر وجود دارد که از همه مهمتر، اعتماد مشارکتکنندگان است.
شکل ۳. نیاز مبرم به مفهوم تبرع
شکل ۴: آگاهی نسبت به حمایت متقابل
شکل ۵: آگاهی نسبت به حمایت متقابل
متصدیان طرح، یک رویکرد چندبعدی برای حل چالشهای اعتماد دارند. پات و همکاران، یک رویکرد سهبعدی برای ایجاد اعتماد برای متصدیان طرح ارائه میکنند: (۱) ایجاد اعتماد محصول؛ (۲) ایجاد اعتماد به بیمهگر یا دیگر مؤسسات درگیر در ارائه محصول و (۳) افزایش اعتمادی که پیشتر در جامعه وجود داشته است. بنابراین، وجود اعتماد درمیان اعضای PBMT اندونزی از جمله اعتماد آنها به مدیر طرح مالی خرد حاکی از آن است که سرمایه اجتماعی دارای نقش عمدهای در موفقیت طرح دارد.
سطح دغدغه و همکاری متقابل
علاوه بر عنصر اعتماد، سطح همدلی و همکاری متقابل میان اعضا نیز ارزش بالایی داشت که پاسخدهندگان به طور متوسط از ۵.۰۰، ۴.۴۸ را گزارش کردند (شکل ۶). این امر نشان میدهد که وجود ارتباط متقابل بین اعضا در موفقیت طرح بیمه خرد در جامعه ارتباط متقابل، اثربخش بوده است.
ارزش بالای سنجه با اکثریت اعضای PBMT اندونزی که آمادگی و توان خود را برای کمک به دیگر اعضا اعلام کردند، نسبت به عملیات اجرای مفهوم تبرع در برنامه بیمه خرد، بار یا احساس منفی ایجاد نکرد (به شکل ۷ مراجعه شود). ارزش ارتباط متقابل در مفهوم سرمایه اجتماعی در راستای اعتمادی که بر پیامدهای اقتصادی اثر میگذارد (مانند کارایی، دسترسی مالی، جمعآوری اطلاعات و غیره) سبب موفقیت برنامه بیمه خرد میگردد (Nugroho, 2008). سرمایه اجتماعی به عملکرد اقتصادی از طریق توان خود برای اجرا و حفظ همکاری متقابل، اعتماد متقابل (هنجارهای ارتباط متقابل) و کاهش هزینههای تراکنش در تولید و تبادل، کمک میکند. در عین حال، تولید و تبادل مربوطه میتواند به تجمیع سرمایه اجتماعی کمک کنند، زیرا آنها با توزیع مساوی قدرت و درآمد در میان اعضای جامعه شناخته شدهاند. هر سطح فردی یا نماینده اقتصادی، آماده حفظ همکاری بلندمدت است زیرا آنها مراقب یکدیگر هستند. اگر هر نمایندهای به طور مطلوبی آگاه باشد، از دیگری حمایت و مراقبت خواهد نمود و با اعتماد به دیگری، وظیفه او را به انجام خواهد رساند. هرگاه هر نماینده با احترام به وظایف خود عمل کند، هزینههای نظارت کاهش خواهد یافت، زیرا در آن صورت، مشکل خطر اخلاقی وجود نخواهد داشت.
شکل ۶: حمایت متقابل (ارتباط متقابل)
شکل ۷: کاربرد مفهوم تبرع
گروهها و انجمن خانوارها را میتوان برای جمعآوری اطلاعات و کاهش هزینههای تراکنش و جذب بیشتر مشتریان خرد برای بیمهگران خصوصی یا اجازه به آنها برای سازماندهی یک بیمه تعاونی استفاده نمود.
سطح رضایت نسبت به طرح
در مجموع، اعضای PBMT اندونزی با عملکرد و فضای خانوادهای که در جامعه PBMT اندونزی در اجرای طرحهای بیمه خرد (تعاون) وجود داشت، ارزش سنجه ۳.۳۹ از ۵.۰۰ را نشان دادند (به شکل ۸ مراجعه شود).
این سطح از رضایت، حاکی از آن است که بیمه تعاونی که در این جامعه یا انجمن اتفاق افتاد، ویژگی پایه مفهوم تبرع را محقق نمود. بنابراین، مدیران صندوق، هدف خود را برای حصول اطمینان از حمایت و همکاری متقابل در طرح بیمه خرد به انجام رساندند.
در مجموع، پاسخ اعضای PBMT اندونزی یا مشارکتکنندگان برنامه التعاون PBMT در طرح مالی خرد به شرح شکل ۹ و جدول ۳ نشان داده شده است.
نتیجهگیری و پیامدهایی برای سیاستگذاری
از ادبیات تحقیق و با استفاده از نظرسنجی نوع لیکرد، نشان داده شد که سطح بالایی از سرمایه اجتماعی در میان اعضای جامعه PBMT اندونزی میتوان یافت. راهکار شبکهای به عنوان خطمشیء PBMT اندونزی و بیمه جامعه-محوری که ارائه میکرد، نشان داد که اثر عمدهای بر ایجاد سرمایه اجتماعی در درون جامعه یا میان اعضا به ویژه به شکل اعتماد یا ارتباط متقابل وجود دارد که به ایجاد نوعی سرمایه اجتماعی در راهاندازی تکافل خرد (بیمه تعاونی) با قراردادهای تبرع کمک مینماید (Donfouet & Mahieu, 2012; Donfouet et al., 2011.; Maleika & Kuriakose, 2008; Siegel et al., 2011; Zhang et al., 2006). مفهوم تبرع، درمیان اعضای یا مشارکتکنندگان طرح مالی خرد با سطح بالایی از اعتماد، شبکهسازی و ارتباط متقابل در میان اعضا پذیرفته شد که این امر سبب شد تا خانوارهای کمدرآمدی که شانسی برای دریافت حفاظت مالی مناسب نداشتند، مدیریت شوند.
شکل ۸: سطح رضایت نسبت به طرح
شکل ۹: مجموع پاسخهای اعضای PBMT درباره طرح مالی خرد
بنابراین، تقاضا یا آمادگی اعضای جامعه برای همکاری با طرح بیمه خرد، به دلیل وجود سرمایه اجتماعی در درون جامعه و اعضا، حائز اهمیت بود. براساس نظر پات و همکاران (۲۰۰۹)، وجود سرمایه اجتماعی میتواند پاسخی به برخی موانع پیشروی قشر فقیر در تقاضا برای خدمات بیمه خرد باشد. یکی از پیامدهای مهم خطمشیء که میتوان از این مقاله کسب نمود، آن است که راهاندازی و بهبود خدمات بیمه برای خانوارهای کمدرآمد، نیازمند اشکال مناسبی از سرمایه اجتماعی در سطح فردی و اجتماعی است.
مراجع
Amidzic, G., Massara, A., & Mialou, A. (2014). Assessing Countries’ Financial Inclu- sion Standing—A New Composite Index. IMF Working Paper, WP/14/36.
Basaza, R., Criel, B., & Van der Stuyft, P. (2008). Community Health Insurance in
Uganda: Why Does Enrolment Remain Low? A View from Beneath. Health Policy,
87, 172–184.
Cai, H., Chen, Y., Fang, H., & Zhou, L. (2009). Microinsurance, Trust and Economic Development: Evidence from a Randomized Natural Field Experiment. Working Paper 15396, National Bureau of Economic Research.
CGAP. (n.d.). Consultative Group to Assist the Poor. Retrieved from What Is Microfi- nance?: www.cgap.org/p/site/c/template.rc/1.11.947/.
Chandhok, G. A. (2009). Insurance—A Tool to Eradicate and a Vehicle to Economic
Development. International Research Journal of Finance and Economics, 24, 71–76.
Churchill, C. (2006). What Is Insurance for the Poor? In C. Churchill (Ed.), Protecting the Poor: A Microinsurance Compendium (pp. 12–24). Munich: International Labor Organization.
Churchill, C., Dalal, A., & Ling, J. (2012). Pathways towards Greater Impact: Better Microinsurance Models, Products & Processes for MFIs. Briefing Note 15. Geneva: International Labour Office (ILO).
Cohen, M., & Sebstad, J. (2005). Reducing Vulnerability: The Demand for Microinsurance. Journal of International Development, 17(3), 397–494. Retrieved from http://onlinelibrary.wiley.com/doi/10.1002/jid.1193/.
Cole, S., Giné, X., Tobacman, J., Topalova, P., Townsend, R., & Vickery, J. (2013). Barriers to Household Risk Management: Evidence from India. American Economic Journal: Applied Economics, 5(1), 104–135.
Coleman, J. S. (1990). The Foundation of Social Theory. Cambridge: Harvard Univer- sity Press.
De Allegri, M., Sanon, M., Bridges, J., & Sauerborn, R. (2006). Understanding Con- sumers’ Preferences and Decision to Enroll in Community-Based Health Insurance in Rural West Africa. Health Policy, 76, 58–71.
Dercon, S., Gunning, J. W., & Zeitlin, A. (2011). The Demand for Insurance under Limited Credibility: Evidence from Kenya. International Development Conference, DIAL.
Donfouet, H. P., Essombè, J. R. E., Mahieu, P. A., & Malin, E. (2011). Social Capital and Willingness-to-Pay for Community-Based Health Insurance in Rural Cameroon. Global Journal of Health Science, 3(1), 142–149.
Donfouet, H. P. P., & Mahieu, P. A. (2012). Community-Based Health Insurance and
Social Capital: A Review. Health Economics Review, 2, 5.
Dong, H., De Allegri, M., Gnawali, D., Souares, A., & Sauerborn, R. (2009). Dropout Analysis of Community-Based Health Insurance Membership at Nouna, Burkina Faso. Health Policy, 92, 174–179.
Ebimobowei, A., Sophia, J. M., & Wisdom, S. (2012). An Analysis of Microfinance and Poverty Reduction in Bayelsa State of Nigeria. Kuwait Chapter of Arabian Jour- nal of Business and Management Review, 1(7), 38–57.
Eling, M., Shailee, P., & Schmit, J. T. (2014). The Determinant of Microinsurance
Demand. The Geneva Papers, 39, 224–263.
Fukuyama, F. (1999). The Great Disruption: Human Nature and the Reconstitution of
Social Order. New York: Free Press.
Giné, X., Townsend, R., & Vickery, J. (2008). Patterns of Rainfall Insurance Participa- tion in Rural India. The World Bank Economic Review, 22, 539–566.
Grootaert, C., & Narayan, D. (2004). Local Institutions, Poverty and Household Wel- fare in Bolivia. World Development, 32(7), 1179–1198.
Hammad, N. (2008). Mu’jam al-Mushthalahat al-Maliyyah wa al-Iqtishadiyyah fi
Lughah al-Fuqaha. Damascus: Dar al-Qalam.
Hasim, H. M. (2014). Microtakaful as an Islamic Financial Instrument, for Poverty
Alleviation in Iraq. Middle-Eastern Journal of Scientific Research, 21(12), 2315–2325.
Households Balance Sheet Survey, Indonesia Central Statistic Bureau. (2011).
Hsiao, W. C. (2001). Unmet Health Needs of Two Billion. Is Community Financing a Solution? Health Nutrition and Population Discussion Paper. Washington, DC: World Bank.
Idolor, J. J., & Eriki, P. O. (2012). Financial Analysis of Assessment of Impact of Microfinancing Institutions towards Poverty Reduction in Nigeria. Journal of Financial Management & Analysis, 25, 51–60. Retrieved from www.worldcat.org.
Ishida, A., & Yokoyama, S. (2004). Social Capital and Community Development: Conceptual Framework. Bulletin of the Faculty of Life and Environmental Science, Shimane University, 9, 23–31.
Maleika, M., & Kuriakose, A. T. (2008). Microinsurance: Extending Pro-Poor Risk
Management through the Social Fund Platform. Washington, DC: The World Bank. McKinnon, R. (2004). Social Risk Management and the World Bank: Resetting the
“Standards” for Social Security? Journal of Risk Research, 7(3), 297–314.
Morduch, J. (2002). Analysis of the Effect of Microfinance on Poverty Reduction. NYU Wagner Working Paper No. 1014, Issued June 28.
Morduch, J. (2006). Microinsurance: The Next Revolution? In A. V. Banerjee, R. Benabou, & D. Mookherjee (Eds.), Understanding Poverty (pp. 337–356). New York: Oxford University Press.
Nugroho, A. E. (2008). A Critical Review of the Link between Social Capital and
Microfinance in Indonesia. Jurnal Ekonomi dan Bisnis Indonesia, 23(2), 130.
Patt, A., Peterson, N., Carter, M., Velez, M., Hess, U., & Suarez, P. (2009). Making Index Insurance Attractive to Farmers. Mitigation and Adaptation Strategies for Global Change, 14, 737–753.
Putnam, R. D., Leonardi, R., & Nanetti, R. Y. (1993). Making Democracy Work: Civic Traditions in Modern Italy. Princeton, NJ: Princeton University Press.
Rahim, H., Syachroerodly, D., & Arizal, E. R. (2013). The Role of Microinsurance as a Social Protection. Jurnal Asuransi & Manajemen Risiko, 1(1), 1–15.
Siegel, P. B., Alwang, S., & Canagarajah, S. (2011). Viewing Microinsurance as a Social Risk Management Instrument. SP Discussion Paper, No. 0116, pp. 1–18. Sudaryanto, S., & Hanim, A. (2002). Evaluasi Kesiapan UKM Menyongsong Pasar
Bebas Asean (AFTA): Analysis Perspektif dan Tinjauan Teoritis. Jurnal Ekonomi
Akuntansi dan Manajemen, 1(2), 30–37.
Tundui, C., & Macha, R. (2014). Social Capital and Willingness to Pay for Commu- nity Based Health Insurance: Empirical Evidence from Rural Tanzania. Journal of Finance and Economics, 2(4), 50–67.
Woolcock, M., & Narayan, D. (2000). Social Capital: Implications for Development
Theory, Research, and Policy. World Bank Research Observer, 15(2), 225–249. The World Bank’s Survey. (2011).
Yokoyama, S., & Ishida, A. (2006). Social Capital and Community Development: A Review. In S. Yokoyama, & T. Sakurai (Eds.), Potential of Social Capital for Com- munity Development (pp. 10–26). Tokyo, Japan: Asian Productivity Organization.
Zhang, L., Wang, H., Wang, L., & Hsiao, W. (2006). Social Capital and Farmer’s Will- ingness-to-Join a Newly Established Community-Based Health Insurance in Rural China. Health Policy, 76(2), 233–242.
منبع خبر
منبع: بخشی از کتاب «عدالت اجتماعی و اقتصاد اسلامی: نظر، مباحث و عمل»، نگارندگان: توسیف ازید و لطفی سونار، سال انتشار: 2019، انتشارات: راتلج