بازار انتقال ریسک مستمری بازنشستگی (PRT) در سال ۲۰۲۲ رکورد شکست. این رکورد در پیِ یک تراکنش واحد برابر با ۹/۵۱ میلیارد دلار رخ داد که با ۱/۳۸ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۱ قابل مقایسه است. درحالیکه حامیان طرحهای [بازنشستگی] برای دههها به دنبال راهکارهایی برای تعهدات خود بودهاند، اما اکثریت قریب به اتفاق آنها با یک افتراق عظیم در حجم داراییهایی که حامیان [صندوقهای بازنشستگی] برای حمایت از تعهدات حسابداری خود نگه میدارند و حجمی که همتایان بیمهای برای انتقال تعهدات خود درخواست کردهاند، روبرو شدند. قیمتگذاری انتقال که از سال ۲۰۲۲ آغاز شده است، به دلیل همگرایی شرایط مالی بالاتر طرحهای بازنشستگی با مزایای معین (DB) و افزایش تعداد بیمهگرانی که درپی حامیان طرح هستند، تبدیل به یک موضوع رقابتی شده است.
درحالیکه این نوع فعالیت برای بسیاری از بیمهگران حاضر در بازار، بسیار رضایتبخش بوده است، اما افزایش رقابت و بازار پرنوسان، بر نیاز به ارزشیابی مستمر تخصیص راهبردی دارایی (SAA) به منظور انجام تراکنش موفق و ماندگار در بازار افزوده است.
مقاله حاضر متمرکز بر ملاحظات کلیدی مربوط به تخصیص راهبردی دارایی برای تراکنشهای مرتبط با انتقال ریسک مستمری بازنشستگی است و بر اهمیت ارزیابی مجدد تصمیمهای مبتنی بر تخصیص راهبردی دارایی در شرایط بازار پرنوسان تأکید دارد. به دلیل آنکه یکی از عمدهترین روندهای بازار بیمه، سرمایهگذاری فزاینده در داراییهای جایگزین بوده است، این مقاله تلاش دارد تا مطالعه موردی را به تصویر بکشد که اثرات این جایگزینها بر بازده سرمایهگذاری تحت چارچوب حقوقی ایالات متحده را ارزیابی نماید. در عینحال، مقاله حاضر، بر اثرگذاری تحولات بازار بر موازنه بین ریسک و بازده تأکید دارد. در نهایت، مباحث به گونهای مطرح میشوند که به دلیل ملاحظات مربوط به مطالعه موردی، سادهسازی شده است.
پیشزمینه
یک تغییرجهت عمده در طرحهای بازنشستگی شرکتی از طرحهای مزایای معین گرفته تا طرحهای مشارکت معین (DC) طی ۳۰ سال گذشته، رخ داده است. در عین حال، طرحهای بازنشستگی با مزایای معین به تجمیع مزایا ادامه میدهند و این امر، بسیاری از حامیان طرح را با تعهدات آتی عظیمی روبرو کرده است. برای بسیاری از حامیان طرحها، تجارت اصلی از سرمایهگذاری بلندمدت حذف شده است و به تخصص عملیاتی نیاز است تا به طور مؤثر تعهدات بازنشستگی با مزایای معین را برای کارکنان، مدیریت نمود. علاوه بر این، مقررات حسابداری بازنشستگی میتواند به نوسان درآمد در شرایط مالی آنها، منجر شود.
نوسانِ حفظشدهی فعلی بازار و نرخهای به نسبت بالای بهره، حامیان طرحها را به بررسی راهبردهایی که بتواند ریسک مالی مرتبط با طرحهای آنها را کاهش دهد، واداشته است. به این راهبردها عموماً انتقال ریسک بازنشستگی (PRT) اطلاق میشود و به طور تاریخی با انقضای طرح مرتبط است، اما راهبردهایی که تنها بخشی از تعهدات حامی طرح را دربردارد، بسیار رواج یافته است.
اخیراً، حامیان طرح، افزایش نرخ تخفیف عمدهای را شاهد بودهاند که تعهدات حسابداری آنها را کاهش داد و شرایط صندوق بازنشستگی را بهبود بخشید. ذخیره فدرال یا همان بانک مرکزی آمریکا، درسال ۲۰۲۲ نرخ بهره را تا ۴۲۵ نقطه پایه (bps) افزایش داد و یک ۵۰ نقطه پایه دیگر نیز در فوریه و مارس ۲۰۲۳ به آن افزود. این بالاترین سطح نرخ بهره از بحران مالی جهان در سالهای ۲۰۰۷-۲۰۰۸ بود. شرایط صندوق برای ۱۰۰ طرح مستمری بازنشستگی خصوصی بزرگ به طور متوسط تا ۱۲ درصد از سال مالی ۲۰۲۰ تا سال مالی ۲۰۲۳ افزایش یافت. بهبود شرایط صندوقها، اقتصاد انتقال ریسک بازنشستگی را بهبود بخشید و حامیان طرحها نیز فرصتی یافتند تا طرحها را از طریق خرید مستمری از همتایان بیمهای با انتقال داراییهای نزدیک به تعهدات حسابداری، ریسکزدایی نمایند.
افزایش تعداد تراکنشهای موفق، توسعه بازار را چه از لحاظ تقاضا از طرف حامیان طرح و چه از لحاظ عرضه از طرف صنعت بیمه، سرعت بخشید. این بازار، علاقه بیمهگران بیشتری را برانگیخت، به ویژه آنهایی که از کارایی سرمایه و قابلیتهای دارایی خود به منظور پیشنهاد قیمت رقابتی، حداکثر استفاده را میبرند.
پیشنهاد قیمت رقابتی
وظیفه امانتداری حامیان طرح بازنشستگی، آنها را وا میدارد تا در راستای منافع مشارکتکنندگان طرح، طی تراکنش انتقال ریسک بازنشستگی، یک بیمهگر انتخاب کنند. اما با اعلام نرخهای هنگفت توسط بسیاری از بیمهگران، انتخاب بین قیمتهای رقابتی نیاز به بررسی جزئیات دقیقتر پیشنهادات و قابلیتهای بیمهگران دارد. این امر مشوق عمدهای برای مشارکتکنندگان بازار به منظور استمرار در جستجو برای راههایی به منظور بهبود قیمتها است و درعینحال ایجاد توازن در نیاز به حفظ عملکرد موفق بلوک انتقال ریسک بازنشستگی است.
در نتیجه این تحولات، دو روند شاخص در قیمتهای انتقال ریسک بازنشستگی طی چند سال گذشته، رخ داده است:
· هزینه تراکنشها برای حامیان طرح در رابطه با تعهدات حسابداری، عموماً طی زمان بهویژه طی پنج سال اخیر، کاهش یافته است.
· رقابتیترین قیمتها در تراکنش، معمولاً یک الی سه درصد کمتر از قیمت متوسط بوده است، اما تفاوت در قیمتها طی دو سال گذشته، افزایش یافته است.
نمودار ۱: شاخص فروش صندوق بازنشستگی از ۳۰ آوریل ۲۰۲۳ تاکنون
این نمودار نشان میدهد که رقابت فزایندهای از طرف دیگر مشارکتکنندگان بیمهای، منجر به قیمتگذاری جذاب برای حامیان طرحها [ی بازنشستگی] شده است. برای بیمهگرانی که به صورت فعال در تراکنشهای انتقال ریسک بازنشستگی مشارکت دارند، ارزیابی مجدد و مستمر فرایندهای قیمتگذاری و جذب، بخش کلیدی دستیابی به تولید و سودآوریِ برنامهریزیشده و هدفمند است.
ملاحظات کلیدی تخصیص راهبردی دارایی (SAA)
ثبات نسبی تعهدات انتقال ریسک بازنشستگی، بر اهمیت تخصیص راهبردی دارایی برای مشارکت موفق در بازار میافزاید:
1. داراییها عموماً طی یک پرداخت یکجا به بیمهگر انتقال پیدا میکند و بیمهگر معمولاً این استقلال را دارد تا نسبت به داراییها، براساس روش و چارچوب ریسک خود عمل کند. همچنین، داراییها به محض انتقال وجه، سرمایهگذاری میشوند تا بتوان بازده هدف را به دست آورند. تعیین دقیق تخصیص دارایی و پیشبینی بازده مرتبط، میتواند چالشبرانگیز باشد؛ به ویژه در زمانهایی که بازار سرمایه دچار تلاطم باشد.
2. بلوکهای انتقال ریسک بازنشستگی عموماً دارای ریسک ابطال ناچیزی نسبت به دیگر محصولات مستمری ثابت هستند. مستمریبگیران، بیمهنامه را ابطال نمیکنند و پرداختی ثابت دریافت مینمایند. معمولاً، ریشه اصلی عدماطمینان در جریان نقدی تعهدات نسبت به ریسک طول عمر و ریسک بهرهبرداری برای زندگیهای مؤخر نهفته است که منجر به پروفایل تعهداتِ نسبتاً ثابتی برای مستمریبگیرانی میشود که از مزایای خود بهرهبرداری کردهاند.
3. بلوکهای انتقال ریسک بازنشستگی همراه با جریان پرداخت نسبتاً ثابت، معمولاً دوره زمانی طولانیتری نسبت به دیگر انواع مستمریهای سالانه ثابت دارد. این امر سبب میشود تا تمرکز بر اثرات تخصیص راهبردیِ دارایی، اهمیتی دوچندان پیدا کند و به عنوان محرک اصلی سودآوری شناخته شود.
به طور کلی، هدفِ تخصیص راهبردی دارایی، دستیابی به مطلوبترین بازده تعدیلشده با ریسک است که همسو با اشتها و تحمل ریسک شرکتها است. در ایالات متحده، ارزیابی کارایی یک راهبرد سرمایهگذاری مشخص از منظر ارزش فعلی درآمدهای قابلتوزیع (PVDE) اغلب به عنوان مطلوبترین عملکرد برای تحلیل تخصیص راهبردی دارایی شناخته میشود. این رویکرد مزایای ذیل را به همراه دارد:
1. این رویکرد، منعکسکننده هزینه سرمایه الزامآور مقرراتی و بازده لازم برای سرمایهگذاری پیشنهاددهنده قیمت است.
2. نشاندهنده یک دیدگاه کلنگر به درآمدها و ریسک است تا یک سنجه مختص دارایی. مانند توان شناسایی مواردی که ریسک دارایی و بدهی میتواند جبران کند، جذب اثرات شوک بازار بر کل ترازنامه و غیره.
3. امکان سنجش ریسک از منظر عدم ظرفیت پرداخت سود سهام.
عموماً، بازده براساس بهترین تخمین از ارزش فعلی درآمدهای قابلتوزیع و ریسک به عنوان خسارت بالقوه در ارزش فعلی درآمدهای قابلتوزیع، سنجیده میشود. این تخمین بر اساس سناریوهای بازار یا از طریق ارزش در خطر (VaR) یا محاسبات پیشبینی پایان مشروط (CTE) صورت میپذیرد.
مطالعه موردی
پس از بحران مالی جهان، بسیاری از بیمهگران عمر بر چگونگی افزایش بازده، تحت فضای نرخ پایین بهره بلندمدت تمرکز نمودند. طی دوره اخیر نرخ پایین بهره، بسیاری از بیمهگران، تحمل ریسک عمومی خود را بالا بردند و با هدف بازده بالاتر، تخصیصهای خود را نسبت به طبقات دارایی جایگزین افزایش دادند. مطالعه موردی حاضر، چالش تخصیص دارایی را در فضای نرخ بهره بالای فعلی بازبینی میکند و اهمیت ارزشیابی ترکیب دارایی را براساس تغییر جهت بازارها به تصویر میکشد. در گذشته، تفارق در بازده موردانتظار بین داراییهای درآمد ثابت و داراییهای جایگزین، افزایش سود پرتفوی عمومی و عمدهای را رقم میزد؛ البته پس از لحاظ الزامات سرمایه ریسک اضافی مرتبط با داراییهای جایگزین. اما، هزینه فرصت سرمایهگذاری در داراییهای درآمد ثابت نسبت به داراییهای جایگزین میتواند با افزایش نرخ بهره، کمتر باشد.
در این مطالعه موردی، نگارندگان مقاله نشان میدهند که هرچه تفارق سود موردانتظار بین داراییهای درآمد ثابت و داراییهای جایگزین کمتر باشد، بازده تعدیلشده با ریسک برای این دو طبقه از دارایی، به هم نزدیک میشوند. این مطالعه موردی بر اساس یک بلوک ۲ میلیاردی از مستمری گروهی انتقال ریسک بازنشستگی شامل بیمهنامههای درحالپرداخت با یک دوره متغیر ۳/۷ ساله است. سبد دارایی پایه شامل ۸۸ درصد بالاتر از دارایی درآمد با درجه سرمایهگذاری و ۱۲ درصد کمتر از دارایی درآمد با درجه سرمایهگذاری است. سود اولیه خالص دارایی برای تخصیص راهبردی دارایی درآمد ثابت، ۳۵/۵ درصد است.
نگارندگان مقاله، عوامل ذیل را به منظور تحلیل داراییهای جایگزین در ترکیب تخصیص راهبردی دارایی لحاظ کردهاند:
1. تخصیص مفروض برای داراییهای جایگزین. به دلیل آنکه طیف وسیعی از تخصیصهای سبد دارایی در بخش داراییهای جایگزین صنعت وجود دارد، برای تحلیل حاضر، نگارندگان به تخصیص دارایی ۵، ۷، ۱۰ و ۱۲ درصدی به منظور شرح طیفی از راهبردهای بالقوه نگریستهاند.
2. جذب بازده بلندمدت داراییهای جایگزین. سطوح معمول بلندمدت صنعت، طیفی بین ۸ تا ۱۴ درصد را نشان میدهد که برخی بازده بالاتری براساس دیدگاه تخصصی مدیر دارایی داشتهاند. معمولاً بیمهگران، از سبدهای دارایی جایگزین برای شمول سرمایه (سهام) خصوصی، سرمایه مستغلات و دیگر انواع درآمد ثابت غیرسنتی جایگزین مانند داراییهای ساختارمند جایگزین بهرهبرداری میکنند. با هدف ارائه این تحلیل، نگارندگان اثر جذب ۸، ۱۰ و ۱۲ درصد بازده خالص را مورد مطالعه قرار میدهند.
3. فشار اقتصادی بر ارزش داراییهای جایگزین. برای شرکتهایی که در فضای پرنوسان فعلی مدیریت میکنند، حساسیتهای سرمایهگذاری سهام، نرخ بهره و تفاوت سطح اعتبار (خالص هزینههای سرمایهگذاری و نکول) را میتوان به منظور ارزیابی ارزش فعلی درآمدهای قابلتوزیع بکار بست و از این طریق، دستورالعملهای سرمایهگذاری شرکت و چشمانداز آتی بازار را در آن گنجاند. فشارها بر عوامل کلیدی میتواند مبتنی بر سوابق رویدادهای پایان باشد و احتمال رویدادها را میتوان براساس تغییرات در ارزش فعلی درآمدهای قابلتوزیع سنجید. در راستای تحلیل حاضر، نگارندگان به اثر کاهش ۲۰ درصدی ارزش داراییهای جایگزین تحت شرایط فشار، تمرکز نمودند.
مطالعه موردی حاضر، دو نتیجه کلیدی را به تصویر میکشد:
1. هر چه بازده جایگزین جذبشده، نسبت به بازده دیگر طبقات دارایی، بالاتر باشد، از منظر ارزش فعلی درآمدهای قابلتوزیع، بهتر است به داراییهای جایگزین، وزن بیشتری داده شود.
در راستای بازده بیشتر، سرمایه (سهام) خصوصی، هزینه ریسک سرمایه بالاتری تا حدود ۷/۲۳ درصد به همراه دارد. این سرمایه الزامآور فزاینده، به طور عمدهای پشتیبانی مثبت از سودها را هنگامیکه بازده جذبشده داراییهای جایگزین به نرخ تخفیف ارزش فعلی درآمدهای قابلتوزیع نزدیک است، به طور عمدهای کاهش میدهد. با توجه به تنوعسازی که در فرمول سرمایه الزامآور مجاز است، هزینه سرمایه اضافی را میتوان با درجات مختلف، توسط مزایای همپراش تعدیل کرد. هنگامیکه بازده جایگزین موردانتظار به طور عمدهای بالاتر باشد (همراستا با سناریوی پایه بدون شوک)، ارزش فعلی درآمدهای قابلتوزیع به افزایش خود ادامه خواهند داد و تخصیصهای بالاتری برای داراییهای جایگزین صورت خواهد پذیرفت، گرچه چالشهای بهواسطه الزامات سرمایه فزاینده وجود خواهد داشت.
نمودار ۲: بازده بالای موردانتظار داراییهای جایگزین در تقابل با الزامات سرمایه فزاینده براساس سناریوهای پایه
2. انتخاب تخصیص دارایی جایگزین باید شامل تحلیل درآمد، تحت توزیع سناریوهای فشار باشد.
با افزایش تخصیصها به داراییهای جایگزین، حساسیت ارزش فعلی درآمدهای قابلتوزیع به شوکهای سهام (سرمایه) نیز افزایش مییابد. درک نقطه شکست هنگامیکه فشار بر داراییهای جایگزین، سطح بالاتر بازده تعدیلشده با ریسک را از بین میبرد، سنگ محک کلیدی برای سنجش عملکرد تاریخی و موردانتظار است.
سناریوهای فشار باید، زمان شوک را هنگامیکه نوسان اثرگذا بر ارزش فعلی درآمدهای قابلتوزیع میتواند به طور عمدهای بستگی به دوره حدوث آنها داشته باشد، لحاظ نمایند. یک شوک در ابتدای دوره پیشبینی، اثری به مراتب بیشتر بر ارزش فعلی دارد تا شوکی که در آیندهای دور، حادث میشود. این موضوع، اثر تنزیل را نشان میدهد.
نمودار ۳: تخصیص فزاینده داراییهای جایگزین، ریسک در معرضقرارگیری نسبت به شوک سهام را افزایش میدهد
مطالعه موردی فرضی بالا به منظور شرح اثرات بالقوه سرمایهگذاری در داراییهای جایگزین، به منظور حمایت از محصولات مسئولیت (تعهدآور [-مانند صندوق بانشستگی]) با جریانهای نقدی قابلپیشبینی، تخلیص و ارائه شد. در عمل، محرکهای کلیدی دیگری بر تحلیل و نتایج اثر خواهند گذاشت.
عدماطمینان در رفتار مشارکتکنندگان در زمان زندگی مؤخر
بازار انتقال ریسک بازنشستگی بین طرحهای بیمهگزاران درقیدحیات و درحالپرداخت و مواردی که ترکیبی از بیمهگزاران با زندگی مؤخر و درحالپرداخت دارند، تقسیم میشوند. اگرچه مزایای بیمهگزاران درحالپرداخت بسیار قابلپیشبینی است، برخی از پذیرهنویسان انتقال ریسک بازنشستگی در بازار بیمهگزاران درقیدحیات و مؤخر مشارکت میکنند که درعینحال ریسک مضاعف بهرهبرداری با بازده بیشتر را باید تحمل نمایند.
چند گزینه دربرابر مشارکتکنندگان با مزایای معوق وجود دارد؛ دو مورد از موارد مشهور آن، یکی هنگام بازنشستگی است و دیگری شکل پرداخت در زمان آغاز پرداختهاست. دادههای معتبر مختص طرح برای بیان فرضیات به منظور الگوپردازی این رفتار، دردسترس نیست. هنگامیکه روندهای عمومی را میتوان برای طرح فرضیات از روی دادههای صنعت بکار بست، اثرات مقررات خاص یک طرح (مانند عوامل کاهش سن در بازنشستگی زودهنگام) میتواند به طور عمدهای رفتار مشارکتکننده را نسبت به تجربه گستردهتر صنعت تغییر دهد.
این عدم اطمینان، چالشی برای بیمهگران محسوب میشود. قیمتگذاری با فرضیات متهورانه، ریسک خسارات تجربهشده در بلوک را افزایش میدهد، اما بکارگیری فرضیات محافظهکارانه (مانند پذیرش اثربخش مشارکتکنندگان، گزینههای مزایای آنها را بیشتر میکند) و به قیمتهای رقابتی کمتری منجر میشود.
محرکهای سرمایه ریسک
تحلیلی که در اینجا بر اساس چارچوب سرمایه مبتنی بر ریسک (RBC) ایالات متحده ارائه شد، نشان میدهد که سرمایه ریسک برای ریسک اعتبار دارایی، از یک رویکرد مبتنی بر عامل پیروی میکند که براساس نرخگذاری اعتبار و طبقههای دارایی، متفاوت است.
نوع داراییهای جایگزین میتواند اثر ملموسی بر سطح سرمایه شرکتی که ملزم به نگهداری آن است، داشته باشد. با داراییهای جایگزین گزارششده تحت برنامه بی.ای [انجمن ملی ناظران بیمه آمریکا] که دارای ویژگیهای سهام است، مانند سهام عمومی تحت چارچوب سرمایه مبتنی بر ریسک، عمل میشود. این داراییها، دارای بالاترین الزامات سرمایه پس از اعمال مالیات مستقل ۷/۲۳ درصدی است. اگرچه این امر میتواند تاحدی براساس مزایای تنوعسازی تعدیل شود. سهامهای املاک دارای عامل کمتری نسبت به سهامهای خالص هستند و به همین خاطر، طبقه دارایی جذابی به نظر میرسند. برخی داراییهای جایگزین نرخگذاریشده ممکن است برای اعمال درآمد ثابت، واجد شرایط باشند و بنابراین، به طور عمدهای الزامات سرمایه ریسک مستقل پایینتری به آنها تعلق میگیرد. داراییهای درآمد ثابت با درجه سرمایهگذاری دارای هزینه ریسکِ پس از اعمال مالیات هستند. این هزینه، طیفی بین ۱۳/۰ تا ۸۰/۱ درصد است.
چارچوب سرمایه مبتنی بر ریسک، نوعی مزایای تنوعسازی (همپراش) در میان کل عوامل ریسک در ریسکهای بدهی و دارایی را شناسایی مینماید. هزینه ریسک طول عمر در تجارت انتقال ریسک بازنشستگی با ریسک مرگ و میر در بیمههای زندگی، تنوع پیدا میکند و در اینجاست که مزایای عمدهای برای پذیرش ریسک طول عمر برای شرکتهای دارای ریسک عمده مرگ و میر وجود خواهد داشت. افزودن جایگزینها نیز میتواند، تنوع سرمایه را براساس داشتن ترکیبی از داراییهای جایگزین شبهِسهام و داراییهای درآمد ثابت افزایش دهد. شرکتهایی که از تحلیل پیشرفته تخصیص راهبردی دارایی بهره میبرند، معمولاً فرصتی خواهند داشت تا براساس ترکیبی از انواع داراییهای تجاری و داراییهای خاص برنامههای تجاری شرکت، این نوع تخصیص را تحلیل و بهبود بخشند.
ملاحظات مربوط به حوزههای خاص قضایی
نظامهای مقرراتی دارای الزامات ذخیرهسازی و سرمایه متفاوتی هستند و دیدگاه و نوع برخورد آنها با ریسک طول عمر و ریسک دارایی میتواند به طور عمدهای بین آنها متفاوت باشد. درحالیکه مطالعه موردی حاضر، براساس ذخیرهسازی قانونی ایالات متحده و انجمن ملی ناظران بیمه آمریکا (NAIC) است، تحلیل بهبود ارزش فعلی درآمدهای قابلتوزیع (PVDE) باید براساس ملاحظات مقرراتی و مالیاتی در حوزه خاص قضایی که در آن تجارت انجام میشود، تنظیم شود. این ملاحظات اصولاً بر سنجه پایه و سودآوری قیمت انتقال ریسک بازنشستگی اثر میگذارد.
مدلسازی داراییهای جایگزین
در مطالعه موردی حاضر، یک رویکرد سادهسازیشده برای مدلسازی داراییهای جایگزین در جریان نقدی پیشبینیشده و عملیات سرمایه، اتخاذ شده است. در واقعیت، انواع داراییهایی که در گروه دارایی جایگزین قرار میگیرند، پیچیده هستند و نیازمند مدلسازی دقیق و اندیشمندانه، برای درک زمانبندی جریان نقدی پیشبینیشده و رابطه بین بازده موردانتظار و پروفایل ریسک هستند. توان مدلسازی از ارزش بازار و جریانهای نقدی این داراییهای پیچیده تحت نرخهای بهره متفاوت و فشارهای بازار، بخش مدیریت را قادر میسازد تا تصمیمهایی براساس تحلیل جامع اتخاذ نماید. علاوه بر این، عملیات سرمایه مربوط به داراییهای جایگزین به طور عمدهای و بسته به ساختار داراییها و حوزه قضایی و مقرراتی متفاوت است. توان سنجش موازنههای سرمایهگذاری در داراییهای جایگزین متفاوت با درجات مختلف، کلید درک اثرات درآمد آتی است.
محرکهای تصمیمگیری بخش مدیریت
بیشتر شرکتها دارای یک دید داخلی نسبت به سطوح سرمایه بهینه هدف برای حمایت از کسب و کار خود هستند و این دید در کنار دیگر عوامل، تصمیمهای مربوط به تقسیم سود سهام درمیان سهامداران را رقم میزند. حفظ سرمایه اضافی به یک شرکت کمک میکند تا نوسانهای غیرمنتظره بازار را تحمل نمایند. اما، یک هزینه فرصت مرتبط با نگهداشت سرمایه اضافی نیز وجود دارد. بنابراین، محرکهای تصمیمهای بخش مدیریتی مانند نیاز بالقوه برای سپر سرمایه میتواند بر ارزش فعلی درآمدهای قابلتوزیع اثر بگذارد.
ترکیب ریسک در پروفایل یک بیمهگر، اثرات عمدهای بر راهکارهای دارایی منتخب، ورای دیدگاههای صرفاً مقرراتی دارد. عموماً، شرکتها دارای دیدگاههای داخلی نسبت به سرمایه الزامآور هستند. آزمون فشار کلنگر که دارای عوامل ریسک بنگاه و دیدگاه شرکت نسبت به سناریوهای محتمل هستند، به عنوان بخشی از ارزشیابی، اهمیت دارند. علاوه بر این، شرکتهای بیمه نیز علاقمند هستند، تا رتبهبندی اعتباریِ قوی از شرکتهای رتبهبندی مستقلی همچون ای.ام.بست، فیچ، مودیز و استاندارد اند پورز دریافت کنند. رتبه اعتباری قوی نشانهای برای عموم مردم است تا از توان مالی یک بیمهگر و توان آن برای پرداخت مزایایی که قولش را داده است، اطمینان حاصل کنند. علارغم اینکه شرکتهای رتبهبندی مختلف، مقیاسها و روشهای رتبهبندی خود را دارند، اما رتبههای اعلامی آنها براساس نقدینگی، سودآوری، سرمایهگذاری و تعهدات یک شرکت بیمه است. داشتن توان مالی برتر، راهبردهای اثربخشی در جهت بکارگیری دارایی و یک چارچوب مدیریت ریسک قوی میتواند این اطمینان را به شرکتهای رتبهبندی دهد که یک شرکت بیمه تا چه حد توان تحمل شرایط نامطلوب و گوناگون بازار را خواهد داشت.
نتیجه
با سازگاری صنعت بیمه نسبت به شرایط فعلی بازار، ارزیابی مجدد رهیافتهایی که طی دههها و با کاهش همیشگی نرخهای بهره توسعه یافته است، ضرورتی مهم است. در میان این رهیافتها، دیدگاهی وجود دارد که تبیین میکند، تخصیصهای فزاینده به داراییهای جایگزین، رویکردی صریح برای دستیابی به بازده هدف و لازم است. همانطور که مطالعه موردی نشان داد، علارغم اینکه عدمحساسیت نسبی انتقال ریسک بازنشستگی نسبت به تغییرات نرخ بهره به معنای جریانهای نقدی قابلپیشبینی و ثابت است، اما در اینجا، چشمانداز ما با محدود کردن تفارقِ بازده بین داراییهای درآمد ثابت و جایگزین، پیچیدهتر شده است. سطح سرمایهگذاری در داراییهای جایگزین برای تحقق اهداف بازده باید براساس دیدگاههای نهادهای نظارتی و رتبهبندی و نیز دیدگاههای داخلی بیمهگران از ریسک، ارزیابی شود.
تراکنشهای مرتبط با انتقال ریسک بازنشستگی اغلب طی یک دوره چندماهه، گشوده میشوند؛ بنابراین، ضروری است تا بیمهگران بتوانند بهسرعت فرضیات قیمتگذاری و بازده خود را طبق شرایط بازار منطبق سازند. دورههای نوسان فزاینده بازار میتواند قیمتهای اولیه را نامربوط جلوه دهد؛ بنابراین، بیمهگرانی که قادر هستند تا بهسرعت راهکارها و فرضیات خود را با استفاده از تحلیل قوی تخصیص راهبردی دارایی (SAA) سازگار نمایند، در پیشنهادهای قیمت، رقابتی خواهند ماند و به صورت متناسبی، پروفایل ریسک-بازده سبدهای مختلف دارایی و اثرات آنها بر سودآوری تراکنش خود را ارزیابی نمایند.
پیوست
مطالعه موردی مقاله حاضر، بر چند ترکیب تخصیص دارایی جایگزین و جذب بازده بلندمدت، تمرکز داشت که در نمودار ۴ نشان داده میشود. سبد دارایی مدلسازیشده دارای ارزش دفتری ، ۱/۳ میلیارد دلاری و دیرش مکالی ۸/۷ ساله است. بازده درآمد ثابت بر اساس شرایط بازار از تاریخ ۱۹ آگوست ۲۰۲۲ نشان داده شده است.
نمودار ۴: فرضیات مطالعه موردی
منبع خبر
منبع: شرکت میلیمن، تاریخ انتشار: 2 تیر ۱۴۰۲ (23 ژوئن 2023)