شاخص تابآوری ریسک فوت مؤسسه سوئیسری، که میزان محافظت مالی خانوادهها در صورت فوت نانآور خانه را نشان میدهد، در سال ۲۰۲۴ به ۴۴ درصد رسید. اگرچه این رقم نسبت به سال ۲۰۲۳، اندکی افزایش داشت، اما همچنان پایینتر از سطح یک دهه گذشته است. براساس ارقام مطلق، شکاف پوشش بیمهای فوت یعنی تفاوت میان میزان پوشش مورد نیاز و پوشش موجود، به رکورد ۴۳۲ میلیارد دلار معادل حق بیمه رسید. بررسیها نشان میدهند بازارهای پیشرفته از مقاومت مالی بیشتری برخوردارند، اما حمایت ساختاری ضعیفتری نسبت به تقاضای مرسوم بیمه فوت دارند؛ درحالیکه بازارهای نوظهور تابآوری مالی کمتری دارند، اما امکان رشد بلندمدت آنها قویتر است. چالش اصلی برای شرکتهای بیمه، افزایش نرخ پوشش بیمهای در کنار سازگاری محصولات و کانالهای توزیع با تغییرات جمعیتی و نیازهای جدید مشتریان است. در این میان، فناوری مبتنی بر هوش مصنوعی با اجرای دقیق میتواند نقش مهمی در پاسخ مؤثر صنعت ایفا کند.
پوشش فوت، یکی از اصلیترین ارزشهای پیشنهادیِ بیمه عمر است که به خانوارها کمک میکند در صورت فوت نانآور، سطح معیشت خود را حفظ کنند. طبق « شاخص تابآوری ریسک فوت» مؤسسه سوئیسری، در سال ۲۰۲۴، نسبتِ پوشش موجود به پوشش مورد نیاز، معادل ۴۴.۴ درصد بوده است. این رقم نشان میدهد که خانوارها همچنان بیش از نیمی از داراییهای لازم (حدود ۵۶ درصد) برای تأمین نیازهای مالی افراد تحتتکفل خود را در اختیار ندارند. با وجود بهبود جزئی نسبت به رقم ۴۳.۶ درصدی در سال ۲۰۲۳، تابآوری جهانی در برابر ریسک فوت همچنان پایینتر از سطح یک دهه گذشته است که در آن زمان، به ۴۵.۶ درصد رسیده بود (به جدول ۱ مراجعه کنید). دلیل اصلی این روند، کاهش این شاخص در بازارهای پیشرفته آمریکای شمالی و منطقه «اِمی» (اروپا، خاورمیانه و آفریقا) است؛ مناطقی که در آنها چالشهای ساختاری بر میزان پوششهای موجود، تأثیر منفی گذاشته است. در بازارهای نوظهور، تابآوری در برابر ریسک فوت بهتدریج بهبود یافت، اما این رشد از سطحی بسیار پایینتر آغاز شد و همچنان بهدلیل افزایش سریعِ نیاز به پوششهای بیمهای، محدود باقی مانده است.
رکورد ۴۳۲ میلیارد دلاری شکاف پوشش فوت
علیرغم بهبود تابآوری در برابر ریسک فوت طی سال ۲۰۲۴، شکاف جهانی پوشش بیمهای فوت به رقم بیسابقه ۴۳۲ میلیارد دلار از لحاظ مقادیر اسمی رسید. این شکاف که بهعنوان تفاوت بین پوشش مورد نیاز و پوشش موجود و معادل حق بیمه تعریف میشود، همچنان در حال افزایش است، زیرا میزان داراییهایی که خانوارها برای محافظت از آن نیاز دارند، پیوسته رو به فزونی است. این پویایی توسط عوامل زیر هدایت میشود: توسعه اقتصادی، تورم، افزایش بار بدهیها و نیازهای رو به رشد برای جایگزینی درآمد. این شکاف، بین سالهای ۲۰۱۴ تا ۲۰۲۴، در هر دو گروه بازارهای پیشرفته و نوظهور، بهطور تجمیعی به ترتیب ۳۶ و ۳۴ درصد، به صورت مقادیر اسمی، افزایش یافته است.

یادداشت: شاخص تابآوری ریسک فوت، نسبتِ پوشش موجود به پوشش موردنیاز را اندازهگیری میکند و در مقیاسی از ۰ تا ۱۰۰ درصد بیان میشود. مقادیر بالاتر نشاندهنده سطح بالاتری از پوشش نسبت به نیازها و در نتیجه تابآوری بیشتر است. شکافهای پوشش معادل حق بیمه بیان میشوند.
در بازارهای پیشرفته، شاخص تابآوری ریسک فوت همچنان در سطح نسبتاً بالایی قرار دارد و در سال ۲۰۲۴ معادل ۵۷ درصد ثبت شد؛ با این وجود، این رقم نسبت به ۶۱ درصد در سال ۲۰۱۴ کاهش یافته است. در عین حال، شکاف پوشش بیمهای طی دهه گذشته از نظر اسمی روندی افزایشی داشت و در سال ۲۰۲۴ به رقم ۱۶۱ میلیارد دلار حقبیمه رسید. این وضعیت بیانگر رشد کندتر پوششهای سنتی بیمه عمر در برابر ریسک فوت، همزمان با افزایش نیازهای پوششی است.
در ایالات متحده، شاخص تابآوری ریسک فوت به ۵۰ درصد کاهش یافت و شکاف پوشش بیمهای به حدود ۸۳ میلیارد دلار افزایش یافت؛ بهگونهای که نیاز به جایگزینی درآمد ناشی از رشد دستمزدها و افزایش بدهیها، با سرعتی بیش از توسعه پوششهای بیمه عمر افزایش یافته است. در انگلستان نیز روند مشابهی مشاهده میشود؛ بهطوریکه شاخص تابآوری ریسک فوت از ۷۳ درصد در سال ۲۰۱۴ به ۵۸ درصد در سال ۲۰۲۴ کاهش یافت و شکاف پوشش بیمهای تقریباً دو برابر شد و به ۷٫۵ میلیارد دلار رسید. در منطقه پیشرفته امی نیز رکود یا کاهش مزایای تأمین اجتماعی در افزایش شکاف پوشش بیمهای نقش داشته است.
تابآوری ریسک فوت در بازارهای نوظهور با ثبت ۳۲٫۶ درصد بهتدریج بهبود یافته است، اما همچنان بهمراتب پایینتر از سطوح مشاهدهشده در بازارهای پیشرفته قرار دارد. شکاف پوشش بیمهای ریسک فوت نیز از سال ۲۰۱۴ تاکنون از لحاظ اسمی افزایش یافته است و در سال ۲۰۲۴ به ۲۷۱ میلیارد دلار رسید؛ رقمی که معادل ۶۳ درصد از کل شکاف پوشش جهانی است. بخش عمده این وضعیت بازتابی از رشد اقتصادی و در پی آن، افزایش نیاز به جایگزینی درآمد در منطقه نوظهور آسیا–اقیانوسیه است.
چین همچنان بازاری بزرگ اما کمپوشش از لحاظ بیمهای محسوب میشود. از سال ۲۰۱۴ تاکنون، شاخص تابآوری ریسک فوت در این کشور ۶٫۲ واحد درصد بهبود یافته است، اما شکاف پوشش بیمهای در سال ۲۰۲۴ به ۷۶ میلیارد دلار افزایش یافت. در سطح گستردهتر در منطقه نوظهور آسیا–اقیانوسیه نیز، تابآوری ریسک فوت بهبود یافت که این امر با گسترش پوشش بیمههای زندگی و نیز توسعه بیشتر نظامهای تأمین اجتماعی پشتیبانی شده است. در آمریکای لاتین نیز تابآوری ریسک فوت بین سالهای ۲۰۱۴ تا ۲۰۲۴، ۱۱٫۶ واحد درصد افزایش یافت، زیرا نسبت پوشش بیمه عمر به نیازهای حفاظتی از حدود ۲۵ درصد به ۳۲ درصد افزایش یافت.
رشد پوششهای حفاظتی بهتدریج در حال انتقال به سمت بازارهای نوظهور است
با نگاهی به آینده، بازارهای نوظهور ظرفیت بیشتری برای کاهش شکافهای پوشش بیمهای خود دارند. با کنار گذاشتن چین، پیشبینی میشود حقبیمه پوششهای ریسک در بیمههای زندگی (بهجز بخشهای پساندازی) طی ده سال آتی با نرخ رشد مرکب سالانه (CAGR) نزدیک به ۵ درصد افزایش یابد؛ نرخی که بالاتر از رشد ۳٫۵ درصدی در دهه گذشته است (نمودار ۱). ضریب نفوذ بیمه همچنان پایین است (حدود ۲ درصد در بازارهای نوظهور در برابر ۴ درصد در بازارهای پیشرفته) و ساختارهای جمعیتی مساعد همراه با افزایش درآمد، از گسترش بلندمدت این بازار حمایت میکنند. بر اساس نظرسنجی مصرفکنندگان آسیا در سال ۲۰۲۵ توسط مؤسسه سوئیسری، تمایل مصرفکنندگان نیز بالاتر ارزیابی شده است؛ بهطوریکه حدود ۶۰ درصد از پاسخدهندگان در بازارهای نوظهور آسیا–اقیانوسیه اعلام کردهاند که در سال آینده به خرید پوششهای حفاظتی بیمه عمر علاقهمند هستند، درحالیکه این نسبت در بازارهای پیشرفته این منطقه حدود یکسوم است. در چین، با وجود آنکه نیازهای بنیادی به پوشش بیمهای همچنان چشمگیر است، رشد پوششهای حفاظتی در حال کند شدن است. انتظار میرود حقبیمهها طی سالهای ۲۰۲۶ تا ۲۰۳۵ با نرخ رشد مرکب سالانه کمتر از ۳ درصد افزایش یابد؛ رقمی که بهمراتب پایینتر از رشد ۸٫۶ درصدی در دوره ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۵ است. این کاهشِ سرعتِ رشد در چین بازتابی از بالغتر شدن بازار، تضعیف مزیتهای جمعیتی و نیز شرایط کلان اقتصادی ضعیفتر نسبت به دهه گذشته است.
انتظار میرود رشد حقبیمه پوششهای ریسک در بیمههای زندگی در بازارهای پیشرفته همچنان محدود باقی بماند؛ امری که بازتابی از تحولات جمعیتی و نیز تغییر تدریجی تقاضای محصولات از پوششهای سنتی ریسک فوت به سایر انواع محصولات است. همانگونه که در چهارمین گزارش سیگمای سوئیسری در سال ۲۰۲۵ اشاره شده است، کند شدن رشد جمعیت، کاهش نرخ باروری و افزایش امید به زندگی در حال دگرگونی چشمانداز بیمههای زندگی هستند. در بازارهای پیشرفته، کاهش جمعیت در سن کار و تغییر در ساختار خانوارها، برخی از محرکهای سنتی تقاضا برای پوشش ریسک فوت را تضعیف کرده است. در عین حال، خانوارهای تکنفره نیز شیوع بیشتری پیدا کردهاند. برای نمونه، در ژاپن بر اساس آخرین دادهها، این نوع خانوارها، ۳۴ درصد از کل خانوارها را تشکیل میدهند، درحالیکه این سهم در سال ۱۹۸۰، حدود ۲۰ درصد بود؛ روندی مشابه نیز در ایالات متحده و اروپا مشاهده میشود. همزمان، پیشبینی میشود جمعیت افراد ۶۵ سال به بالا در کشورهایِ دارای درآمد بالا تا سال ۲۰۵۰ حدود ۳۵ درصد افزایش یابد.
پیامد این تحولات برای شرکتهای بیمه، دگرگونی گستردهتر در الگوی تقاضای محصولات است. هرچه افراد عمر طولانیتری داشته باشند و بخش بزرگتری از زندگی خود را در دوران بازنشستگی سپری کنند، انتظار میرود تقاضا برای درآمد بازنشستگی، راهکارهای پوشش ریسک طول عمر و محصولات مرتبط با سلامت افزایش یابد. در بازارهای پیشرفته، تحلیل مؤسسه سوئیسری نشان میدهد که این روندها احتمالاً بر پتانسیل رشد بلندمدت محصولات پوشش ریسک فوت و محصولات انباشتیِ پساندازی فشار وارد میکند؛ درحالیکه برای کسبوکارهای خروج از مرحله انباشت نوعی باد موافق برای رشد ایجاد میکند. گذار مداوم از نظامهای بازنشستگی با مزایای معین (DB) به نظامهای مبتنی بر مشارکت معین (DC) نیز این روند را تقویت میکند، زیرا نیاز خانوارها به راهکارهای خصوصی تأمین درآمد بازنشستگی را افزایش میدهد. این تحولات فرصتی فراهم میکند تا بیمهگران محصولات و راهکارهایی متناسب با نیازهای متغیر مشتریان را طراحی و ارائه کنند.
کاهش موانع برخورداری از پوششهای بیمهای توسط فناوری
فناوری میتواند به کاهش برخی از اصطکاکهایی کمک کند که مانع از گسترش برخوردای از بیمههای زندگی میشوند؛ بهویژه در حوزههایی مانند درک محصولات، پیچیدگی آنها و دسترسی به مشاوره. بنسازههایهای دیجیتال، از جمله وبسایتها، اپلیکیشنها و شبکههای اجتماعی شرکتهای بیمه، میتوانند نقش مهمی در افزایش آگاهی مصرفکنندگان و تسهیل در دسترسی به اطلاعات محصولات ایفا کنند. بر اساس نظرسنجی مصرفکنندگان در سال ۲۰۲۵، بیش از ۴۰ درصد از پاسخدهندگان اعلام کردهاند که برای دریافت اطلاعات در زمان خرید محصول از وبسایتها یا اپلیکیشنهای رسمی استفاده میکنند، در حالی که ۲۸ درصد نیز به صفحات شبکههای اجتماعی مراجعه میکنند. روندهای مشابهی در بازارهای بالغی همچون ایالات متحده نیز مشاهده شده است، بهویژه در میان بزرگسالان جوانتر. در عین حال، به نظر میرسد ابزارهای دیجیتال، جایگزین کامل تعامل انسانی نمیشوند، بلکه آن را تکمیل میکنند؛ زیرا مصرفکنندگان در گروههای سنی مختلف همچنان مدلهای ترکیبی را ترجیح میدهند که تعامل دیجیتال را با دسترسی به مشاور تلفیق میکند. با این حال، بر اساس مطالعهای درباره شرکتهای بزرگ بیمه، در حال حاضر تنها ۱۶ درصد از بیمهگران چنین قابلیتهای یکپارچهای را ارائه میکنند.
حوزه دیگری که فناوری میتواند در آن ارزشآفرینی کند، کاهش شکاف دانشی و پیچیدگی مستندات است. هنگامیکه شرکتهای بیمه با زبانی ساده و قابلفهم با مشتریان ارتباط برقرار کنند، مستندات بیمهنامه را سادهتر نمایند و تعامل فعالتری با متقاضیان و بیمهگذاران فعلی داشته باشند، سطح اعتماد و رضایت مشتریان افزایش مییابد. برای تسهیل در این تحول، بیمهگران میتوانند از بنسازههای ارتباطی تقویتشده با ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی مولد بهره ببرند؛ از جمله رباتهای سخنگو که میتوانند در توضیح شفافتر محصولات، پاسخگویی به پرسشهای متداول و ارائه اطلاعات با زبانی سادهتر و متناسب با نیاز مخاطب کمک کنند. شرکتهای بیمه در سراسر جهان نیز بهتدریج در حال بررسی و بهکارگیری چنین ابزارهایی هستند تا درک و استفاده از محصولات بیمهای برای مشتریان سادهتر شود،.
سطح رضایت کاربران از ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی در صنعت بیمه نسبتاً بالا گزارش شده است؛ موضوعی که نشان میدهد رباتهای سخنگو در صورت پیادهسازی مناسب میتوانند بهطور قابلقبولی به پرسشها پاسخ دهند و محصولات بیمهای را تشریح کنند. در یک نظرسنجی جهانی اخیر از مصرفکنندگان، ۷۴٫۵ درصد از کاربران رباتهای سخنگویِ بیمهای اعلام کردهاند که از این تعامل راضی یا بسیار راضی بودهاند. ورای بهبود تجربه مشتری، این ابزارها میتوانند به شرکتهای بیمه کمک کنند تا با سرعت بیشتری پاسخگو باشند، حجم بیشتری از پرسشهای متداول را مدیریت کنند و هزینههای خدماترسانی را کاهش دهند. این موضوع برای گسترش استفاده از پوششهای بیمهای اهمیت دارد، زیرا زمانهای طولانی برای پاسخگویی، مستندات پیچیده و دسترسی محدود به راهنما میتواند مصرفکنندگان را از خرید پوشش بیمهای منصرف کند. در صورت استفاده مؤثر، ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی این ظرفیت را دارند که کارایی عملیاتی شرکتهای بیمه و درعینحال تجربه مشتری در فرآیند خرید و پس از آن را بهبود بخشند.
همچنین، کانالهای دیجیتال میتوانند با افزایش مقیاس، گسترش دسترسی و بهبود استطاعت مالی، به افزایش برخورداری از بیمه کمک کنند؛ بهویژه در بازارهایی که شبکههای توزیع سنتی با محدودیت مواجه هستند، اما دسترسی دیجیتال وجود دارد. برای نمونه، در برزیل که بانکبیمه (فروش بیمه از طریق کانالهای بانکی) سهم غالبی در بازار بیمههای زندگی دارد، بنسازههای برخط در حال ایجاد دسترسی برای جمعیتهایی هستند که پیشتر کمتر تحت پوشش قرار گرفته بودند؛ بهویژه خانوارهای کمدرآمدی که به خدمات بانکی رسمی دسترسی ندارند. در آسیا نیز گسترش «سوپر اپلیکیشنها» در حال ایجاد زیستبومهای جدیدی است که در آنها بیمه میتواند همراه با سایر خدمات ارائه شود؛ امری که به کاهش اصطکاکهای توزیع و حمایت از محصولات با حقبیمههای کمتر کمک میکند. این روند میتواند امکان گسترش پوششهای بیمهای به بخشهایی از جامعه را که بهطور سنتی فاقد پوشش بوده یا پوشش ناکافی داشتهاند برای بیمهگران فراهم نماید.
اعتماد مصرفکنندگان همچنان عامل کلیدی در گسترش استفاده از کانالهای دیجیتال خواهد بود. بر اساس نظرسنجی جهانی درک هوش مصنوعی سوئیسری در سال ۲۰۲۵، حدود ۷۰ درصد از مصرفکنندگان با کاربرد هوش مصنوعی مولد در رباتهای سخنگو و سایر کاربردها آشنا هستند و بیش از ۸۰ درصد نیز به شرکتهای بیمه برای مدیریت مسئولانه دادههایشان با استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی اعتماد دارند. با این حال، برای گسترش بیشتر استفاده از این فناوریها، مدیریت امن دادهها، شفافیت در نحوه استفاده از اطلاعات و دسترسی به پشتیبانی انسانی همچنان از الزامات اساسی به شمار میروند.
با این حال، پیادهسازی این فناوریها در صنعت بیمه همچنان ناهمگون است. بسیاری از شرکتهای بیمه هنوز از قابلیتهای دیجیتالِ کاملاً یکپارچه برخوردار نیستند و بهکارگیری هوش مصنوعی در سطح صنعت همچنان محدود است. بر اساس مطالعه سال ۲۰۲۵ مؤسسه آکورد در حوزه بلوغ دیجیتال، تنها یکچهارم از ۲۰۰ شرکت بیمه برتر جهان واقعاً به مرحله دیجیتالیشدن کامل رسیدهاند. همچنین، یک نظرسنجی اخیر از ۳۰ شرکت بزرگ بیمه مستقر در آمریکای شمالی و اروپا نشان میدهد که تنها ۱۲ شرکت دستکم یک مورد استفاده از هوش مصنوعی را با نتایج ملموس تجاری افشا کردهاند.
فناوری بهتنهایی راهحلی برای شکاف پوشش ریسک فوت نیست. با این حال، در صورت استفاده مؤثر، میتواند به شرکتهای بیمه کمک کند شکافهای دانشی را کاهش دهند، مسیر تجربه مشتری را سادهتر سازند و سطح تعامل با مشتریان را افزایش دهند؛ عواملی که در بلندمدت میتوانند به افزایش برخورداری از پوششهای بیمهای کمک کنند. با این وجود، میزان استفاده از بیمه به شرایط گستردهتر بازار نیز وابسته است. استطاعت مالی همچنان یکی از محدودیتهای اصلی به شمار میرود، زیرا بسیاری از خانوارها با فشار بر درآمد قابلتصرف مواجه هستند و درعینحال، آگاهی محدود از بیمه میتواند تمایل به خرید پوشش بیمهای را کاهش دهد. همزمان، سطح پایین پسانداز، دسترسی محدود به خدمات مالی و پوشش ناکامل نظامهای حمایت اجتماعی موجب میشود بسیاری از خانوارها در برابر تکانههای مالی، آسیبپذیرتر باشند و نتوانند صرفاً از طریق بیمههای خصوصی شکاف پوشش بیمهای را جبران کنند.
منبع خبر
منبع: مؤسسه سوئیسری، تاریخ انتشار: اردیبهشت ۱۴۰۴ (آوریل ۲۰۲۶)